الینا دختر دوست داشتنی من
درباره دخترم الینا

 

فرشته آسمونی ؛ من و بابا بهشتی شدنت رو بهت تبریک میگیم

نایت اسکین

اي هميشه جاودانه در ميان لحظه هايم ،

غصه معنايي ندارد تا تو ميخندي برايم...

از جنس كدام نور بودي ستاره من؟

 

كه جسارت با تو بودن در من جنبيد

 

و من چه عاشقانه به رويت لبخند زدم

 

و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتي...

 

و اين شد...

 

"عاشقانه ي آرام "من و تو...

 

الینای خوبم کاش فرشته میموندی و هیچ وقت مامان عاشقت نمیشد...


موضوع : | بازدید : مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 30 مرداد 1391 و ساعت 12:30 توسط مامان

دختر عزیزم بعد از خدا از تو فرشته کوچولوی خودم ممنونم ؛چون میدونم حتما از خدای مهربون خواستی تا به مامان کمک کنه .هیچ کس نمیتونه جای تورو بگیره عزیزم اما مطمئن باش مامان حالش خیلی بهتر میشه . تا عمر دارم دوستت  دارم عزیزکم .


موضوع : | بازدید : 943 مرتبه
نوشته شده در تاريخ شنبه 27 آبان 1391 و ساعت 19:47 توسط مامان

عزیز مامان فکر نکنی فراموشم شدی .تو همیشه ی همیشه اولین و خوشگل ترین دختر منی .تو خانوم منی؛تو اولین تجربه ی شیرین مادر شدنی مگه میشه از یادم بری .از روزی که اومدی تو دلم تا روزی که از پیشم رفتی تک تک روزاش برام یه دنیا خاطره شد،خاطراتی که هیچ وقت پاک نمیشه و هیچ کس نمیتونه جای تو عزیزم رو تو قلبم بگیره .اون قدر دوستت داشتم و دارم که هنوزم که هنوزه با عطر تنت خوابم میبره .میدونی مامان تو که اومدی همه ی دنیا برام قشنگ شده بود ،دیگه تو خوشبختی کم نداشتم.من و تو و بابا چه عاشقانه کنار هم روزامونو میگذروندیم و از با هم بودن لذت میبردیم ؛بهم حق بده که جای خالیت اذیتم کنه ؛بهم حق بده که همیشه به یادت باشم و از دوریت آه حسرت بکشم ؛نمیدونی چقدر دوستت داشتم ،اگه میدونستی هیچ وقت از پیشم نمیرفتی


موضوع : | بازدید : 602 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 آبان 1391 و ساعت 11:00 توسط مامان

الهی من فدای پاکی و آرامشت،صبوری رو از تو یادگرفتم فرشته ی صبورم


موضوع : | بازدید : 503 مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 17 آبان 1391 و ساعت 13:10 توسط مامان

دوست ندارم بخندم چون تو پیشم نیستی ،بهت بگم ؛تا دوباره نیای پیشم خنده هم رو لبام نمیاد ؛وقتی برای یه لحظه خوشحالم از خودم بدم میاد ؛آخه چطور با حسرت نبودنت ؛با دل تنگ و روح خسته ام  بخندم و خوشحال باشم ... روزا خیلی زود میگذره اگه بودی مامان جون الان برام کلی شیرین شده بودی و مامان همین طور دورت میگشت و فدات میشد .پس کجایی تا جونمو فدات کنم ؛میای تو خوابم اما زود تموم میشه خیلی زود ،حتی فرصت نمیکنم یه دل سیر نگات کنم .به کی بگم دلم تنگه؛کی حال منو میفهمه ؛نمیدونم خدا چه سرنوشتی برامون رقم زده ،نمیدونم چرا تو رو بهم برنمیگردونه ... تا روزی که نیای غم از تو چشای من بیرون نمیره ،تا روزی که قلب رنج کشیدمو آروم نکنی غصه میخورم وگریه میکنم .مگه فرشته نشدی ؟مگه به خدا نزدیک نیستی ؟مگه حالمو نمیبینی ؟ کاری کن دخترم ،من که هرچی التماسش میکنم جوابمو نمیده،صبر خدا زیاده اما من بی طاقتم .لایق تو نبودم و انگار لایق مادر شدن هم نیستم ...

فرشته ی من دوستت دارم


موضوع : | بازدید : 547 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 آبان 1391 و ساعت 23:58 توسط مامان

تو این وبلاگ جز الینا با هیچ کس حرف نمیزدم ؛اما یه عالمه دوست خیلی خوب دارم که باهام کلی حرف میزدن.از همتون ممنونم که تنهام نمیزارین .امشب خیلی خیلی دلم گرفته ؛اون قدر سنگینم که خالی نمیشم،احساس بدی دارم،نه دوست دارم بخوابم نه حوصله بیدار موندن  دارم . از همه چی حالم بده،وقتی یه آدم یا بهتر بگم یه مادر خیلی داغونه باید چکار کنه که آروم بشه،باید دستای ناز بچشو رو لباش بزاره و هزارتا بوسه بهش آرامش بده،باید فرشته ی کوچولوشو تو آغوشش بگیره تا این حس عاشقانه آرومش کنه،باید تو خواب عزیزش رو نوازش کنه تا دلش آروم بگیره ؛چقدر سخته وقتی روزی هزار بار جای خالیتو میبینم و کاری ازم ساخته نیست؛چقدر سخته وقتی تو یه دلتنگی بی پایان غرق میشی وهیچ کس به دادت نمیرسه،آخ که خسته ام ،از دست وپا زدن بیهوده خسته ام .دوتا چیز تو زندگیم هیچ وقت یادم نمیره ،یکی وقتی اومدی ؛یکی وقتی رفتی .چنان این دو یادگاری رو قلبم حک شده که قلبم درد میکنه؛جاش هنوزم تازست وهیچ وقت ازبین نمیره . یاد روزایی میوفتم که ساعت ها برای انتخاب اسم قشنگت وقت میذاشتم وکلی هم کیف میکردم؛همیشه به بابا میگفتم میخوام دخترم از اسمش لذت ببره،همش حرف ؛وقتی بزرگ شدی؛ رو زبونم بود،مامان جون خیلی بزرگ شدی اون قدر که زمین، بزرگی قدمهات رو طاقت نیاورد...


موضوع : | بازدید : 438 مرتبه
نوشته شده در تاريخ جمعه 5 آبان 1391 و ساعت 22:59 توسط مامان

گل نازم دلم تنگه

نذاشتن پیش هم باشیم

بایدهر دو جدا از هم

شریک درد و غم باشیم

دلم تنگه واسه چشمات...

دلم تنگه گل نازم

منم مثل تو دلگیرم

میدونم عاقبت یک شب

از این دلتنگی میمیرم...

دلم تنگه گل نازم        نگی از تو جدا بودم...

 


موضوع : | بازدید : 606 مرتبه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 4 آبان 1391 و ساعت 1:23 توسط مامان

 

خدای مهربانم

ذره ی کوچک وجودم را در دریای بیکران خداوندیت غرق کن. بگذار لحظه لحظه ی زندگیم زمانی باشد برای غوطه ور شدن در حس بندگی ات؛در حس خوب نیاز. خدای مهربانم مرا ببخش بخاطر همه ی کارهایی که نباید انجام میدادم و دادم و بخاطر همه ی اعمالی که باید انجام میدادم و ندادم. خدایا مرا ببخش بخاطر همه ی آرزوهای دور و دراز و بیهوده ام. بخاطر همه ی درهایی که زدم بجز در خانه ی تو،بخاطر همه ی امیدهایی که بستم بجز امید به تو. خدایا مرا ببخش بخاطر همه ی ندانستن هایم. مرا ببخش که در لحظه های خوشی فراموشت کردم و با کوچکترین مشکلی به یادت آوردم.
خدایا دستم را که عمریست گرفته ای رهایش نکن.

خدایا رهایم نکن...



موضوع : | بازدید : 509 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 آبان 1391 و ساعت 13:50 توسط مامان

 

دلبندم ؛

تا کی باید مروارید های غلتان گونه هایم را برجامه ی آبی حریر دریای دلت وصله بزنم؟
تنها همدم تنهاترین لحظه های تنهایی ام،تا کی باید در جست و جوی راهی باشم که جای پاهای نازنینت را بر صفحه ی یادگاری تو نقش زده...




موضوع : | بازدید : 823 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1 آبان 1391 و ساعت 11:32 توسط مامان

مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد
مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم
مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ...
از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم
همه می دانند که دوری از تو روحم را می آزارد
تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند...



 

به تو عادت کرده بودم 
اي به من نزديک تر از من 
اي حضورم از تو تازه 
اي نگاهم از تو روشن 
به تو عادت کرده بودم 
مثل گلبرگي به شبنم 
مثل عاشقي به غربت 
مثل مجروحي به مرهم 
لحظه در لحظه عذابه 
لحظه هاي من بي تو 
تجربه کردن مرگه 
زندگي کردن بي تو
....



موضوع : | بازدید : 552 مرتبه
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 مهر 1391 و ساعت 11:04 توسط مامان

با حس عجیبی ،با حال غریبی  دلم تنگته...                       

تو جایی که هیچکی واسه هیچکی نیست وهمه دل پریشن

دلم تنگه تنگه واسه خاطراتت که کهنه نمیشن

دلم تنگه تنگه برای یه لحظه کنار تو بودن

یه شب شدهزار شب که خاموش و خوابن چراغای روشن

من دل شکسته ،با این فکر خسته دلم تنگته

با چشمای نمناک ،تر و ابری و پاک دلم تنگته

.......مثه این ترانه چقدر عاشقانه دلم تنگته........

یه شب شدهزار شب که دل غنچه ی ما قرار بوده واشه

تو نیستی که دنیا،به سازم نرقصه به کامم نباشه

چقدر منتظرشم که شاید از این عشق سراغی بگیری

کجا، کی، کدوم روز منو با تمام دلت میپذیری

                                             من دل شکسته دلم تنگته...

 


موضوع : | بازدید : 623 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 مهر 1391 و ساعت 17:24 توسط مامان

 فرشته اومدی از راه        چطوره حال و احوالت

یکم تن خسته ی راهی         غباره رو پر وبالت

فرشته اومدی از دور        ببین از شوق تابیدم

می دونستم میای حالا    تورو من خواب میدیدم...

فرشته آسمون انگار   خلاصه است تو دوتا بالت

تو میگی آخرش یک شب     میان از ماه دونبالت

میان،میری نمیمونی              تو مال آسمونایی

زمین جای قشنگی نیست    برای تو که زیبایی

تو میری آره میدونم         نمیگم که بمون پیشم

ولی تا لحظه ی رفتن     یه عالم عاشقت میشم

من و بابایی وقتی خیلی دلمون میگیره این آهنگ رو به یاد تو عزیزم گوش میدیم .دوستت دارم گل نازم


موضوع : | بازدید : 486 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 17 مهر 1391 و ساعت 21:44 توسط مامان

سلام گلم ،سلام عشقم ،خوش اومدی به خوابم ؛از این قشنگ تر نمیشد ؛مثل قصه ها از اون بالا پرهای قشنگتو باز کردی و پرزدی اومدی تو بغلم ؛چقدر نورانی و زیبا بودی ؛چقدر میخندیدی و مامان مامان میگفتی؛کاش هیچ وقت از خواب بیدار نمیشدم ...

چقدر خوشحالم که تونستم تمام وجودتو غرق بوسه کنم ،چقدر شیرین بود ؛دیدم که با نور اومدی ؛دیدم که آسمون تیره چطور نورانی شد ؛همه چی رو خوب یادمه ؛شب بود ؛سر خاکت بودم؛با صدای بلند خدا خدا میکردم و یهو خدا التماسمو اجابت کرد ؛اومدی عزیزم ؛اومدی و من داشتم دیوونه میشدم ؛فقط برام میخندیدی،دونبال زخمات میگشتم اما سالم سالم بودی؛سالم و زیبا؛میدونستم باید برگردی پیش خدا اما خدا گفت نمیبرمش؛تو فقط میخندیدی ؛نمیدونی چه احساسی داشتم...

ازت ممنونم خدا ؛ازت ممنونم فرشته ی من ؛قشنگ ترین خواب دنیا رو دیدم


موضوع : | بازدید : 459 مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 12 مهر 1391 و ساعت 11:02 توسط مامان

غنچه ناز من خسته شدم از این همه دلتنگی،چی میشد اگه تو مث تمام بچه ها پیش مامان میموندی.من که همیشه شکر گذار خدا بودم،من که همیشه و هر لحظه قدر تو رو میدونستم ،پس چی شد...

خدایا من چی بودم ،من چی داشتم که برای این روزای سخت انتخابم کردی؛نگفتی کم میارم،ندیدی بندت چقدر عاجز و بیچارست،خدایا چقدر صبر کنم ،دارم تموم میشم از بس دلتنگم،خدایا دخترمو میخوام،خدایا التماست میکنم ؛خدایا خسته ام بریدم؛خدایا تاوان تمام گناهامو یجا پس دادم ،مگه تو رئوف نیستی؛پس چرا این همه غصه رو دلمه خدا ...

میگن ناشکری نکن ،من کی ناشکرت بودم ؟ دخترمو ازت میخوام این ناشکریه ؟مگه نه اینکه باید ازت بخوایم تا لطف و رحمتت رو شامل حال ما کنی؟روزی که دخترمو میبردی التماست کردم ،از اون روز؛ شبی نیست که عاجزانه دخترمو ازت نخوام،چرا صدامو نمیشنوی ؟ چقدر میخوای این بنده گناه کار و کم تحمل رو در انتظار بزاری ،خدایا خسته ام ...

 

این دختر ناز داره با مامانش حرف میزنه،قیافشو ببین،چقدرم خوشگل نگاه میکنه....

چقدر دلم میخواد ببوسمت،چقدر دلم میخواد بوت کنم،کاش بودیو کلی با هم حرف میزدیم،کاش بودی و هیچ وقت از نگاه عاشقت محروم نمیشدم ...


موضوع : | بازدید : 699 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 مهر 1391 و ساعت 0:01 توسط مامان

برگ گلم گرچه عمر زمینیت کوتاه بود اما عمقی داشت به معنای کل زندگی.
می دونم الان رنج این دنیای خاکی رو نداری...
خوشحالم که آسوده ای و راحت
تو آمدی برای معنا کردن دوباره عشق، زندگی، بودن و قدر لحظه لحظه ها را دانستن.
بودنت و رفتنت پر از معنا بود. پر از عشق
کاش همه اینگونه بودیم.....

"نوشته ای از یه دوست خیلی خوب تقدیم به دخترم"

 

پس از اون باتو بودن ها عذابه بی تو تنهایی

نمی خوام بی تو امروزو نمی خوام بی تو فردایی

تن و جونم همه پر بود ز شوق دیدن رویت

ستاره ها همه کم بود بریزم بر سر و رویت

نگو که جای خالیتو تحمل میشه کرد آسون

کدوم سبزی به جا مونده بدون آب و بی بارون



موضوع : | بازدید : 612 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 26 شهريور 1391 و ساعت 21:45 توسط مامان

دلم از نبودنت پر است آنقدر که اضافه اش از چشمانم می چکد

 

 

عزیز مامان این ماه پرخاطره خیلی دیر میگذره ،خیلی حالم بده ،تو هم انگار مامان رو فراموش کردی حتی لحظه ای نمیای پیشم،میخوام تولدتو تبریک بگم مامان جونم،میخوام تمام بدنتو غرق بوسه کنم،میخوام اون قدر نفس بکشمت تا تموم بشم،مامان جون خیلی حالم بده ... خوش بحالت که خوبی،که راحتی،خوش بحالت که پاکی ومن با دستای کثیفم لیاقت تو رو نداشتم .تا آخر عمرم تو تمام زندگیمی؛تمام احساسمی؛حتی ذره ای از عشقت کم نشدم؛دوستت دارم عزیزم

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب


موضوع : | بازدید : 1333 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 شهريور 1391 و ساعت 12:04 توسط مامان
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد